نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
83
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
در پشت سر او به حركت در مىآيند و آنگاه كه او را به مقام ربوبيت عروج مىدهند به زبان عجز و نياز او اين جملات جارى مىشود انت ربى و قادرى ان شئت احينى و ان شئت امتنى آرى تو پروردگار منى و من از هر جهت در دست تواناى تو در آمدهام اينك اگر بخواهى مرا زنده مىدارى و اگر بخواهى مرا مىميرانى . و بدنبال آن از سختى نيروى قدرت و ناراحتى كه در انتظار اوست بيمناك مىشود و به كمال عجز و بيچارگى تمنا مىكند اىكاش در آن حال روح او گرفته مىشد و او را در رديف بىنامونشانان مىآورد آرى او چگونگى اخذ روح يا نفس را خود احساس مىكند و شكى نيست آن هنگام كه از چاه روح بيرون مىآيد و قدم به اين عالم مىگذارد روح يا نفسى در كالبد او باقى نمانده از آن پس او را به عالم شهادت مراجعت مىدهند . انوار عزت نخستين نورى از انوار كه در مقام تجلى براى سالك سائر مىدرخشد انوار عزت است كه او در همان حالى كه در چاه روح قرار گرفته است انوار عزت است كه از بالاى سر او شروع به درخشش مىنمايد و از اين راه كه گويا براى او بىسابقه بوده است تزلزل و اضطرابى براى او دست مىدهد و از بيمى كه سراسر وجود او را فرا گرفته است به حالت انقباض در مىآيد و بدنبال آن ناخودآگاه